تبلیغات
کانون تحلیل بررسی سیاسی بسیج دانشگاه شهید مطهری تهران (واحد خواهران) - ادامه خلاصه بیانات در دیدار مردم قم
اللهم صل علی محمّد و آل محمّد

شما معلم اخلاق جامعه باشید. امام خمینی


 

 مسئله‌ى انتخابات را مطرح کنم؛انتخابات درواقع یک نفس تازه دادن به ملّت ایران است؛ طبیعت انتخابات این است. اینکه ملّت ایران بیایند تک‌تک وارد میدان بشوند و رأى بدهند [که‌] آقا عقیده‌ى من این است، فلانى باید مسئول باشد - حالا چه در ریاست جمهورى، چه در مجلس شوراى اسلامى، چه مجلس خبرگان؛ هر کدام از اینها جداگانه در جاى خود اهمّیّت فراوانى دارد - هر فردى از آحاد ملّت که این احساس مسئولیّت را بکند، خودش یکى از آن عناصر حفظ کننده‌ى انقلاب است. حضور مردم یکى از آن عناصرى است که دشمن را ناکام میکند. اینکه ما تکیه میکنیم، تأکید میکنیم، اصرار مى‌ورزیم بر اینکه مردم همه شرکت کنند در انتخابات و من بارها این را قبلاً گفته‌ام - حالا چندبار یادم نیست - که حتّى آن کسانى که نظام را قبول ندارند، براى حفظ کشور، براى اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند.

ممکن است کسى بنده را قبول نداشته باشد، عیبى ندارد امّا انتخابات مال رهبرى نیست، مال ایران اسلامى است، مال نظام جمهورى اسلامى است.

 


 همه باید بیایند در انتخابات شرکت کنند؛ این موجب میشود که نظام جمهورى اسلامى تقویت بشود، پایدارى آن و ماندگارى آن تأمین بشود، کشور در حصار امنیّت کامل باقى بماند - که خب بحمدالله امروز هست - این موجب میشود که ملّت ایران در چشم ملّتهاى دیگر آبرو پیدا کند و اعتبارش بالا برود؛ در چشم دشمنانش ابّهت پیدا کند ؛ انتخابات این است.

بنابراین اصل انتخابات حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى و رأى دادن آنها است. همه باید شرکت کنند؛ شرکت در انتخابات آبروى نظام جمهورى اسلامى است، آبروى اسلام است، آبروى ملّت ایران است، آبروى کشور است. این مسئله‌ى اوّل است.

 

 مسئله‌ى دوّم درست انتخاب کردن است. خب آراء و سلایق ممکن است مختلف باشد، عیبى ندارد امّا همه سعى کنند درست انتخاب کنند. سعى‌مان را بکنیم؛ ممکن است این سعى به نتیجه برسد و انتخاب درست باشد؛ ممکن است سعى ما به نتیجه نرسد و غلط انتخاب کنیم، عیبى ندارد؛ خداى متعال از ما قبول خواهد کرد، چون کار خودمان را کرده‌ایم، تلاش خودمان را کرده‌ایم، سعى خودمان را کرده‌ایم.

 

 

مثلاً حالا دو انتخابات در پیش داریم: انتخابات مجلس و انتخابات خبرگان:

خب مجلس خیلى مهم است؛

هم از لحاظ قوانین،

 هم از لحاظ ریل‌گذارى براى حرکت دولتها ( این ریل را مجلس میگذارد تا این قطار حرکت کند و به سمت هدفها برود)

هم در مسائل بین‌المللى.

ملاحظه میکنید که بحمدالله مجلس کنونى ما، در مسائل بین‌المللى، مواضع خیلى خوبى میگیرد؛ این خیلى براى کشور مغتنم است. این کجا، و اینکه یک مجلس شورائى ما تشکیل بدهیم که در مقابل دشمنان بین‌المللى و جبهه‌ى متّحد دشمنان، حرف آنها را بزند [کجا]؛ اینها خیلى با هم فرق میکند. این کجا که مجلسى داشته باشیم که چه در قضیّه‌ى هسته‌اى و چه در قضایاى گوناگون دیگر، حرف دشمن را تکرار بکند؛ یا اینکه نه، مجلسى مستقل، آزاد و شجاع باشد؛ همان‌جورى که مردم شعار میدهند، داخل مجلس شعار بدهند؛ همان‌جورى که مردم میخواهند، در داخل مجلس موضع‌گیرى کنند؛ این خیلى مهم است.

مجلس شوراى اسلامى، بنابراین، هم براى مسائل داخلى کشور، هم براى اعتبار جهانى و بین‌المللى کشور، خیلى داراى اهمّیّت است و یکایک افراد نماینده دخیلند. شما میخواهید رأى بدهید، فلان شهر یک نماینده دارد، مثلاً فرض کنید فلان استان  ده نماینده دارد؛ خب هرکدام از اینها نقشى دارند، فعّالیّتى دارند؛ انسان باید به شکل اطمینان‌بخشى به نتیجه برسد.

به نظر بنده این‌جور میرسد که چون یکایک افراد را ممکن است نشناسیم - خود بنده هم وقتى این فهرستها را مى‌آورند که بیایم رأى بدهم، بعضى از آدمهاى این فهرستها را نمى‌شناسم امّا اعتماد میکنم به آن کسانى که [اینها را] معرّفى کرده‌اند، و نگاه میکنم ببینم آن کسانى که این فهرست را معرّفى کرده‌اند چه کسانى هستند؛ اگر دیدم اینها آدمهاى متدیّن و مؤمن و انقلابى‌اى هستند، به حرفشان اعتماد میکنم و به [فهرست‌] آنها رأى میدهم؛ اگر دیدم نه، کسانى که این فهرست را داده‌اند کسانى هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دین، به مسائل استقلال کشور خیلى اهمّیّتى نمیدهند، دلشان دنبال حرف آمریکا و غیر آمریکا است، به حرفشان اعتماد نمیکنم؛ به نظر من این راه خوبى است - نگاه کنیم ببینیم این فهرستى که به ما داده میشود براى مجلس شوراى اسلامى یا مثلاً براى مجلس خبرگان، این فهرست را چه کسى دارد به ما میدهد.

به افرادى اعتماد بکنیم که واقعاً به دین‌دارى اینها و به تقیّد اینها اعتقاد داشته باشیم؛ بدانیم اینها متدیّنند، بدانیم انقلابى‌اند، بدانیم در خطّند، در راه امامند، امام را واقعاً قبول دارند. اگرچنانچه کسانى این‌جور عمل بکنند و این تحقیق را بکنند، کار خودشان را انجام داده‌اند؛ خداى متعال ثواب خواهد داد، ولو اینکه در یک مورد، اشتباه هم اتّفاق بیفتد. مثلاً آن کسى که من خیال کردم آدم خوبى است و به او رأى دادم، اتّفاقاً آدم مطلوبى نباشد ولى من تلاش خودم را کرده‌ام و خداى متعال اجر خواهد داد.

 

 مجلس خبرگان هم خیلى مهم است. مجلس خبرگان، بظاهر - اگر به چشم ظاهرى نگاه کنیم - هر سالى دو مرتبه مى‌آیند دور هم جمع میشوند، مى‌نشینند بحثهاى سیاسى و غیرسیاسى میکنند و بعد هم متفرّق میشوند؛ نباید به این چشم نگاه کرد به مجلس خبرگان. مجلس خبرگان بنا است که رهبر انتخاب کنند؛ [این‌] شوخى است؟ آن روزى که رهبر فعلى در دنیا نباشد یا رهبر نباشد، باید اینها رهبر انتخاب بکنند. چه کسى را انتخاب خواهند کرد؟ آیا کسى را انتخاب خواهند کرد که در مقابل هجمه‌ى دشمن بِایستد، به خدا توکّل کند، شجاعت نشان بدهد، راه امام را ادامه بدهد؟ آیا چنین کسى را انتخاب میکنند یا کسى را انتخاب میکنند که جور دیگرى است؟ این خیلى مهم است. کسى را شما میخواهید براى مجلس خبرگان انتخاب بکنید که در واقع، او رهبر را انتخاب خواهد کرد که کلید حرکت انقلاب در دست او است؛ این خیلى اهمّیّت دارد، این کار کوچکى نیست. لذا باید تحقیق کرد، باید اعتماد پیدا کرد. پس بنابراین، اصل انتخابات و شرکت در انتخابات به‌عنوان یک اصل، یک مسئله است، مسئله‌ى انتخاب اصلح یا صالح هم یک مسئله است که این هم باید مورد توجّه قرار بگیرد.

 

 مسئله‌ى شاخصهاى انقلابیگرى هم خیلى مهم است؛ یعنى واقعاً بدانیم شاخصها چیست، شاخصهاى انقلابیگرى را درست پیدا کنیم، در ذهن خودمان مشخّص بکنیم، از کسانى که مطّلع‌تر از ما هستند بپرسیم. اگر این کارها انجام بگیرد، این ماندگارى انقلاب، بدون تردید، خواهد بود.


 دو خصوصیّت وجود دارد در عمل به این وظایف،:

1-    یک خصوصیّت همین است که انقلاب ماندگار خواهد شد.

بدیهى است که ما، هم ریزش داریم، هم رویش داریم؛ بارها بنده گفته‌ام این را. کسانى هستند که یک روز انقلابى بودند، بعد فردا به‌خاطر یک عارضه‌اى، یا بحق یا بناحق، از انقلاب روبرمیگردانند.

 بعضى‌ها هستند که یک کار خلاف توقّعشان انجام میگیرد - فرض کنید یک ظلمى در یک جایى بهشان میشود - حق با آنها است امّا این موجب میشود که از انقلاب روبرگردانند؛ این کار ناحق است. بعضى‌ها هم به‌خاطر مسائل شخصى، مسائل خانوادگى و مسائل گوناگون، از انقلاب روبرمیگردانند. این میشود ریزش؛ اینها ریزشهاى انقلاب است. همه‌ى انقلابها ریزش دارند، همه‌ى نهضتهاى اجتماعى ریزش دارند امّا در کنار این ریزشها رویش [هم‌] هست. من اطّلاعاتم کم نیست، من از خیلى جاها مطّلعم؛ بنده وقتى نگاه میکنم، رویشها را بیش از ریزشها میبینم؛ این‌همه جوان مؤمن، این‌همه تحصیل‌کرده‌ى مؤمن، این‌همه افراد تحلیلگر مؤمن، این‌همه افراد کارآمد در مسائل فنّى و در مسائل علمى، همه مؤمن؛ اینها رویشهاى انقلاب است. یک روزى در این کشور، مشکل ما [این‌] بود که همه‌ى کسانى که میتوانستند در دانشگاه‌هاى ما درس بدهند، به پنج هزار نفر نمیرسیدند. اوّل انقلاب این‌جورى بودیم؛ یک عدّه‌اى رفته بودند، یک عدّه‌اى نمى‌آمدند، یک عدّه‌اى صلاحیّت نداشتند. [امّا]امروز ما ده‌ها هزار نفر استاد مؤمن در عرصه‌ى کارهاى دانشگاهى داریم؛ استادان مؤمن، آنهایى که واقعاً به انقلاب پایبندند و معتقدند از بُن‌دندان؛ این چیز کمى نیست، چیز کوچکى نیست، اینها را انقلاب تربیت کرده است. این‌همه جوان مؤمنِ نویسنده، هنرمند، عالم، فنّاور، مبلّغ، سخنور؛ در عرصه‌هاى گوناگون، در مسائل داخلى در مسائل خارجى. اینها رویشهاى انقلابند، رویشهاى سرسبز و آماده؛ این خیلى باارزش است. بنابراین، اگر ما به وظایفمان در زمینه‌ى انقلاب عمل کنیم، معناى این، ماندگارى افزایش این رویشها و انبوه شدن این روشها است.

 

2-    خصوصیت دوّم، آرامشى است که به دل انسان مى‌نشیند. خداى متعال در قرآن درباره‌ى بیعت با پیغمبر میفرماید: لَقَد رَضِىَ اللهُ عَنِ المُؤمِنینَ اِذ یُبایِعونَکَ تَحتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فى قُلوبِهِم فَاَنزَلَ السَّکینَةَ عَلَیهِم؛ اى پیامبر ما! آنهایى که با تو بیعت کردند - خداى متعال میدانست که در دلهاى اینها چیست - این بیعت با آن انگیزه‌ى صادقانه موجب میشود که خداى متعال سکینه و آرامش را بر دلهاى آنها نازل کند. وقتى سکینه بر دلها نازل شد، دغدغه‌ها از بین خواهد رفت، نگرانى‌ها از بین خواهد رفت، ناامیدى از بین خواهد رفت. امروز یکى از کارهاى مهمّ دشمنان ایجاد ناامیدى و تزریق ناامیدى است؛ در بخشهاى مختلف جوان را ناامید کنند، پیر را ناامید کنند، انقلابى سابق را ناامید کنند. این آرامش و سکینه‌ى الهى، امید به انسان میدهد. بیعت با پیغمبر این‌جورى است. شما امروز وقتى با انقلاب بیعت میکنید و بیعتتان را تازه میکنید و تجدید میکنید، با پیغمبر بیعت کردید.

آن‌کسى که امروز با امام خمینى بیعت میکند، با پیغمبر بیعت کرده.

 

وقتى شما خطّ انقلابى امام را زنده نگه میدارید و نمیگذارید مندرس بشود، نمیگذارید رنگ کهنگى بگیرد، در واقع با پیغمبر بیعت کردید؛ با پیغمبر که بیعت کردید، آن‌وقت: اَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلى‌ رَسولِه وَ عَلَى المُؤمِنینَ؛[این‌] در یک آیه‌ى دیگر [است‌]؛ در این آیه: فَاَنزَلَ السَّکینةَ عَلَیهِم؛ خداى متعال آرامش را به دلها خواهد داد. وقتى آرامش داشتید، اطمینان قلب داشتید، آن‌وقت در عرصه‌ى مقابله‌ى با دشمن دچار حیرت نمیشوید، دچار ناامیدى نمیشوید، دچار تزلزل نمیشوید؛ امروز براساس این سکینه و این آرامش، انسان میتواند یقین کند که ملّت ایران بر آمریکا و توطئه‌هایش قطعاً پیروز خواهد شد.

 




آخرین مطالب