تبلیغات
کانون تحلیل بررسی سیاسی بسیج دانشگاه شهید مطهری تهران (واحد خواهران) - همایش سرو بیدار
اللهم صل علی محمّد و آل محمّد

شما معلم اخلاق جامعه باشید. امام خمینی


آقای صفار هرندی در روز 9 دی میهمان دانشگاه ما بودند. خلاصه ای از بیانات ایشان به شرح زیر میباشد:

  در فتنه 88 طبیعی‌ترین شعار این عده که می گفتند استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی از این نقطه سرچشمه می‌گیرد. کسانی که برداشتشان این است که دوره جمهوری اسلامی پایان یافته است.

 در مرحله بعد حرفشان این است که دوره استقلال پایان یافته است؛ یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب در دوره اصلاحات مقاله‌ای نوشت که چرا افتخار می‌کنید کشور ایران مستقل‌ترین کشور دنیاست. استقلال یک مقوله قرن نوزدهمی‌ است الان استقلال چیزی نیست که به آن افتخار کرد.

 بعد از اینکه این عده جمهوری اسلامی را به پایان رسیده دانسته و استقلال را هم زیر سؤال می‌بردند، مرحله بعد آزادی است و حتما برای آزادی حرف‌هایی دارد و برخی نیز آن را مطرح کردند؛ از آن جمله این است که آزادی هیچ حد و حصری ندارد و باید مطلق باشد و در دوره اصلاحات فراوان این را می‌گفتند.

 در قضیه فتنه 88 و قبل از آن یک عده به این نتیجه رسیدند که دوره جمهوری اسلامی ایران به سر رسیده است و منطق این افراد این بود که در دنیا هیچ کس دیگر دنبال این طرز تلقی و طرز فکر نیست و دین و سیاست باید از یکدیگر جدا باشند حکومت باید سکولار باشد و دین نباید جایگاهی در حکومت داشته باشد، در واقع باید همانگونه که در دنیا رواج دارد در ایران هم رواج داشته باشد.

 اما آنهایی که خواستار حذف اسلامیت بودند تعدادشان زیاد نبود از این رو اعتماد به نفس نداشتند و کسی باید از آنها حمایت می‌کرد.

 کسانی که به این برآورد رسیده بودند در قضایایی چون 18 تیر 78 و بالاتر از آن در ماجرای پس از انتخابات در فتنه 88 در نگاه خودشان به این نتیجه رسیدند که می‌خواهیم به پایان جمهوری اسلامی ایران مهر بزنیم و دوره جمهوری اسلامی ایران پایان رسیده است.

این افراد به حمایت نیاز داشتند، حمایتی که از بیرون کشور آنها را در بر بگیرد و این مساله با اذعان آمریکایی‌ها که بارها اعلام کرده بودند، به دلیل نداشتن سفارتخانه در ایران جا پایی در ایران ندارند کاملا همخوانی داشت.

 یکی از اصلاح‌طلبان که امروز هم در رسانه‌های اصلاح‌طلب مطالبی می‌نویسد، در دوران اصلاحات در مقاله‌ای‌ در نشریه ضدانقلاب، اعلام کرده بود ما برای عبور از جمهوری اسلامی خودمان به تنهایی نمی‌توانیم کاری کنیم و برای این مساله چاره‌ای نداریم مگر اینکه از داخل جمهوری اسلامی به ما کمک داده شود و نیاز به یک واسطه داریم که بتواند نقش میانجی را برای ما بازی کند و از گروه‌هایی مثل نهضت آزادی و تیم بازرگان مثال میزند.

 در واقع عنوان می‌کند هم در داخل و هم در خارج دارای وجاهت هستند، ولی به نظر می‌رسد دوره این افراد به سر رسیده است و کارایی لازم را ندارند، زیرا در جمهوری اسلامی در این شرایط خیلی نفوذ ندارند، این فرد به طرفداران سروش اشاره می‌کند که می‌توان روی آن حساب کرد و از ظرفیت میانجی‌گری آنها بهره گرفت، زیرا این شخصیت طرفدارانی در انجمن اسلامی و حتی بسیج و حوزه‌های علمیه دارد و می‌توان از جایگاه او در این مراکز استفاده کرد.

 از نظر آنها این ظرفیت خوبی بود که از طرفداران او که در حوزه نفوذ داشتند، استفاده کنند و باید سراغ او رفت.

 آقای سروشی که زمانی رادیو تفسیر خطبه متقین او را پخش می‌کرد و امین برخی بزرگان در صدر انقلاب بود، جاپایی برای کسانی می‌شود که به دنبال برانداختن نگاه  مرکزی در حکومت به عنوان میانجی می‌شود.

 در واقع عده‌ای در داخل کشور به دلایل مختلف از موضع قبلی خود خارج شده و به موضع جدیدی روی آورده بودند؛ وسوسه قدرت، ثروت، شهوت و برخی نیز در مقابل فرزندان خود کم آورده بودند.

پس از فرمایشات مقام معظم رهبری و هدایت‌های کلامی جامع و اثرگذار ایشان جمعیت چند صد هزار نفری که تا قبل از آن به خیابان می‌آمدند 90 درصد آنها دیگر به خیابان نیامد؛ بسیاری از کسانی که به خیابان می‌آمدند یا دچار توهم شده بودند که پس از خطبه‌ها این توهم رفع شد و یا اتمام حجت خدایی شد که اگر به تفکر دینی اعتقاد دارید و نزد شما محفوظ است این کار شرعی نیست؛ آنهایی که قانون معیار بودند متوجه شدند که این کار قانونی هم نبود اما برخی همچنان دنبال می‌کردند و معلوم شد که خط خود را از اجنبی می‌گیرند.

 افرادی که ادعای بر خط امام بودن را دارند اگر این حادثه در زمان امام اتفاق می‌افتاد مطمئنا برخورد امام از برخوردی که نظام با این جریان فتنه‌گر کرده بسیار سخت‌تر بود.

 رهبر ثانی در مقایسه با بنیانگذار انقلاب اسلامی یک مظلومیت و غربت خاصی دارد. مانند مظلومیت امیرالمومنین بعد از پیامبر اکرم؛‌ اینکه برخی انتظار داشتند بعد از رحلت امام خمینی(ره) جور دیگری مسیر پیموده شود و مشکل اصلی‌شان این بود چرا کسی به عنوان رهبر این انقلاب انتخاب شد که سن‌ ما از او خیلی بیشتر بوداما خبرگان با درایت، انتخابی را انجام دادند که در تاریخ ماند و انتخابی انجام شد که مدنظر امام خمینی (ره) بود.

 کسانی هستند که نگاه‌شان به مقوله ولی فقیه از جایگاه اعتقادی نبوده و حرف امام را که «پیرو ولی فقیه باشید تا به این کشور آسیبی نرسد»، فقط برای خود امام می‌دانستند و در واقع کسانی که این نگاه را دارند جاهل و غافلند.

 همین نگاه‌ها بعدا تبدیل به اردوکشی‌های فتنه شد و یک عده تابع را به دنبال خود کشاندند.

 ‌البته این گفته‌ها به این معنی نیست که اکثر این بزرگان دل‌هایشان از حسرت پر است، اکثربزرگان دل‌هایشان خالی از این حسرت‌هاست به شکلی که برخی از این بزرگان که امروز جزء مراجع تقلید و از بزرگان حوزه هستند، اما به شکلی رفتار کردند که امام جامعه و رهبر جامعه را بزرگ داشته‌اند و برای او جایگاه بالایی قائل شدند.

 همین نگاه‌ها بعدا تبدیل به اردوکشی‌های فتنه شد و یک عده تابع را به دنبال خود کشاندند.

بعد از سخنرانی ایشان دوتن از شعرای آیینی به شعرخوانی پرداختند و در حالی که از برخی ها گله مند بودند.

آقای مودب یکی از شعرای فتنه است که در باره فرمودند: که دیگر به امثال ماها توجهی نمیشود و شعرهایی در مورد 9دی و فتنه را هم  منحصرا عده ای میگویند و اجازه خواندن دارند.

درپایان هم برنامه با قرائت بیانیه دانشجویی دانشگاه شهید مطهری (واحد خواهران ) در روز 9دی و درخواست از مسئولین برای محاکمه سران فتنه به پایان رسید. و من الله توفیق.




آخرین مطالب