تبلیغات
کانون تحلیل بررسی سیاسی بسیج دانشگاه شهید مطهری تهران (واحد خواهران) - سیاسی هفته 4
اللهم صل علی محمّد و آل محمّد

شما معلم اخلاق جامعه باشید. امام خمینی


سفرنامه نیویورکی ها


به نام خدا


داستان از اونجایی شروع شد که تیم امید با افراد زبده و متخصص برای بازی برن نیویورک.

قبل از رفتن باید کارهاشون رو درست میکردن مثل ویزا، رزرو هتل و.... . خیلی سخت نبود چون میزبان امسال برای تیم ایرونی سنگ تموم گذاشت، از ویزای بدون دردسر گرفته تا بهترین هتل نیویورک با شام و نوشیدنی های.....

تیم امید بالاخره راهی سفر شد و از همون بدو ورود استقبال و گل و فرش قرمزو..... خلاصه شروع خوبی بود. در طول این چند روز کار افراد تیم امید خیلی فشرده بود و حتی یکی از افراد کمتر میتونست به صفحه فیسبوکش سربزنه!!. سرمربی تیم امید هم در سازمان برای دیگران صحبت میکرد و دیدار داشت و همه به حرفاش گوش میدادن و سروصدا نمیکردن تا سرمربی حواسش پرت بشه! همه هم دوستاشتن با سرمربی عکس یادگاری بگیرن!!

روزهای خوشی رو توسفر پشت سر گذاشتند و بازی های زیادی داشتند. در زمان بازگشت وقتی همه داشتن سوار هواپیما میشدند به سرمربی خبر دادند یکی از مربی های تیم حریف میخواد با شما تلفنی حرف بزنه؟؟

سرمربی هم پذیرفت. وقتی تلفن این دوتا تموم شد سریع سرمربی تیم حریف به همه خبرنگارا گفت که آره خود سرمربی تیم امید اصرار داشت که با من صحبت کنه من خیلی مایل نبودم؟؟؟از اون ور هم که سرمربی تیم امید به ایرون اومد گفت که همه اینا دروغه!؟خود اونا بودند که اول زنگ زدند!!

آخرش هم نفهمیدیم کی به کی زنگ زد!!

و دست آخر یه سری ها اعتراض کردند و ناراحت و عصبانی شدند و یه سری ها هم خوشحال که نباید بین دو تیم کدورتی باشه و این مسائل فقط رقابته نه اینکه با هم دشمن باشیم!؟

و نتیجه این سفر اینکه با این سفرها و مذاکرات نمیتونیم تیم خوبی داشته باشیم باید درست کارکنیم.

و البته دلسوز و با بصیرت.

یاعلی




آخرین مطالب